|
|
|
||||
|
ايران اکونوميست: « آقاي قاضي باور كنيد همه اين ماجرا كار الياس بود. اين شيطان بود كه در جلد الياس به من دستور داد مواد را در كفش خود و همسرم جاسازي كنم.» اينها اظهارات مردي است كه با جاسازي موادمخدر در كفشهاي خود و همسرش قصد قاچاق محموله به لندن را داشت. ساعت 6 صبح يكشنبه 22 مهر زماني كه مأموران مبارزه با موادمخدر پليس فرودگاه مهرآباد سرگرم بازرسي از مسافران پروازهاي خارجي بودند به يك زوج ميانسال كه قصد سفر به لندن را داشتند مشكوك شدند. از آنجا كه اين زوج رفتار مرموزي داشتند و كمي دستپاچه بهنظر ميرسيدند، مأموران تصميم به بازرسي از آنها گرفته و آنجا بود كه 700 گرم موادمخدر كه در كفشهاي اين زوج ميانسال جاسازي شده بود كشف شد. با كشف محموله مواد، اين زن و مرد به شبعه اول بازپرسي در دادسراي فرودگاه انتقال يافته و مقابل بازپرس بهروز مهاجري قرار گرفتند. مرد ميانسال كه چارهاي جز اعتراف به قاچاق مواد به لندن نداشت به بازپرس پرونده گفت: فرزندانم سالهاست كه در لندن زندگي ميكنند و من و همسرم قصد داشتيم براي ديدن آنها به انگليس برويم. اما نميدانم چطور شد كه چند روز قبل از سفر همان الياسي كه در فيلم اغماء بازي ميكرد به سراغم آمد و گفت اين كار را انجام دهم. باور كنيد من ناخواسته دست به اين كار زدم و وقتي الياس از من خواست با خودم موادمخدر به لندن ببرم همسرم را راضي كردم كه اين كار را انجام دهيم. به همين خاطر يك روز در اطراف اصفهان مردي را ديديم كه مدعي بود ميتواند برايمان مواد تهيه كند. من هم به دستور الياس از او 700 گرم ترياك خريدم و 300 گرم آن را در كفشهاي همسرم و بقيه را در كفشهاي خودم جاسازي كردم. سپس در حالي كه بليت هواپيما براي سفر به انگليس تهيه كرده بوديم به تهران آمديم تا با پرواز تهران – لندن به ديدن بچههايمان در اين شهر برويم كه قبل از سوار شدن به هواپيما از سوي مأموران دستگير شديم. بازپرس مهاجري پس از شنيدن اظهارات مرد ميانسال براي او و همسرش قرار قانوني صادر كرد و پرونده براي ادامه تحقيقات در اختيار پليس مبارزه با موادمخدر فرودگاه مهرآباد قرار گرفت./
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 4:5 توسط
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تار و پود
انسان خردمند ، تار و پودهای اصلی زندگی را می یابد . اُرد بزرگ
جنون و فروتنی آه ؛ ای مجنون مهربان ؛ زرتشت ! ای شیدای اعتماد ! تو همیشه همین سان بوده ای . تو همیشه با اعتماد به هر چیز هراسناک نزدیک شده ای . تو همیشه می خواهی هر غولی را بنوازی. هرم نفسی گرم و کمی موی نرم بر پنجه ؛ همین بس تا تو یکباره آمادهء عاشق شدن و به دام انداختن اش شوی . عشق خطری است در کمین تنهاترین کس. عشق به هر چیزی که زنده باشد و بس ! براستی ؛ خنده آور است جنون و فروتنی من در عشق ! . فردریش نیچه
خرد و پیشرفت
ستودن
درو
شر
حقيقت
کشتن
دوست داشتن
پیروزیهای تاریخ
روح سالم
ارباب
نداشته ها
دنیای حقیقی
آنان كه آزادى را فداى امنيت مى كنند، نه شايستگى آزادى را دارند و نه لياقت امنيت را . بنيامين فرانكلين
يارى
نيك زيستن
ابله
تولد و مرگ
فکر
آرزو
زندگی
خصلت
+
نوشته شده در سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 19:58 توسط
|
|
|||||
|
|||||